ملا محمد مومن كرمانى

25

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

در چنين مواردى مسلّم است كه رجال اقتصادى يزد « 1 » - كه خيلى زود - در طول تاريخ تبديل به رجال سياسى مىشدند - به طريقى مىكوشيدند كه اعمال نفوذ سياسى هم در كار كرمان داشته باشند . و از همين‌جا آب مىخورد حكومت شمس الدين تازيكو در يزد ، كه « صد و بيست هزار شتر رم گله ، نكودريان سيستان ، از او رانده و برده‌اند » و به‌هرحال او براى تحكيم موقعيت خود در يزد ناچار بود دم خود را با دم بزرگان گره بزند ، و با بىبى تركان ، شاهزاده‌خانم قراختايى حاكمهء كرمان ازدواج كند . « 2 » در واقع اين نخستين مورد سياسى است كه به توصيه آن معروف يزدى ، ادخلوها بسلام آمنين ، در حوادث كرمان جاىپا باز كرده است . پس ، اينكه كم‌وبيش شايع شده كه « كرمان مستعمرهء يزد است » حرفى است كه در جهتى ، يك وجه تحقّق اقتصادى هم دارد . اوشار افشرى اما نفوذ اصلى سياسى يزد در كرمان ، در واقع ، از قرن دهم هجرى شروع مىشود ، و آن روزگارى است كه صفويه پاى بر مسند قدرت نهادند ، و يكى از گروه‌هايى كه پايه‌هاى تخت آنها را محكم كرد و بالا برد ، طايفهء افشار بودند . اين طايفهء بلافاصله بعد از قدرت شاه اسمعيل ، در اكناف ايران پراكنده شدند ، و « مواضع كليدى » قدرت را به دست گرفتند ، و يكى از آن مواضع نيز حكومت كرمان بود . اينكه ايل افشار ، در دورهء قاجاريه ، اصرار داشتند كه خود را احفاد « اوشار » يا « آووشار » پسر بزرگ يولدوز ، سوّمين فرزند اوقوز ؛ يا پسر اباقاخان ، پسر هلاكو خان پسر چنگيز خان بدانند « 3 » - بايد چيزى باشد از نوع نسب‌سازى خود قاجارها كه خود را از اولاد تقاجارنويان ؟ مغول

--> ( 1 ) - در اين باب مىتوانيد توجه كنيد به اقتصاد يزدى ، از پاريز تا پاريس ، ص 339 . ( 2 ) - مربوط به حوادث احتمالى 676 ه / 1277 م . است . ( اژدهاى هفت سر ، چاپ دوم ، ص 365 ؛ به نقل از تعليقات تاريخ شاهى قراختائيان ) . ( 3 ) - زندگانى شاه عباس اول ، ج 1 ، ص 164 .